تبليغاتX
سرگرمي - جوك - كليپ

سرگرمي - جوك - كليپ

سرگرمي - جوك - كليپ - برنامه هاي مفيد و آموزنده

سال نو مبارک

ســال نــو ميــلادی مبـــــــارك

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 12:22  توسط هديه  | 

دمی با خیام

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 17:34  توسط هديه  | 

هم خوابی با همسر برای سلامتی مضر است

محققان در طی تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که خوابیدن در یک تخت اغلب کیفیت خواب افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد، چرا که آن‌ها در طول شب مخل آسایش یکدیگر می‌شوند.

زمانی که زوج در یک تخت و کنار یکدیگر می‌خوابند (نسبت به زمانی که جدا از یکدیگر می‌خوابند) تا 50 درصد بیشتر از اختلالات مختلف رنج می‌برند.

این امر می‌تواند به نوبه خود موجب ایجاد «تنش» در روابط زوج شود؛ علاوه بر آن، احتمال بروز مشکلاتی که به کمبود خواب مربوط می‌شوند نیز افزایش می‌یابد. این مشکلات مواردی نظیر بیماری‌های قلبی و افسردگی را در بر می‌گیرد.

این در حالی است که علیرغم وجود موارد زیان آور دیگری همچون خروپف، دندان قرچه و دست به دست شدن، افراد همچنان ترجیح می‌دهند آن‌ها را تحمل کنند و کنار یکدیگر بخوابند؛ چرا که خوابیدن در کنار یکدیگر به نوعی نشانگر صمیمیت و گرمی روابط است و از طرف دیگر خوابیدن افراد به صورت جدا از یکدیگر از لحاظ فرهنگی نادرست شمرده می‌شود.

بر پایه نتایج این تحقیقات که در سمینار ویژه‌ای در رابطه با خواب ارائه شده‌اند، راهکار مقابله با اثرات نامطلوب این موضوع، صحبت کردن با شریک زندگی است، پیش از آنکه سلامتی افراد به خطر افتد.

دکتر «نیل استنلی»، یک کارشناس خواب با بیان اینکه فضایی که در تخت دو نفره در اختیار افراد قرار می‌گیرد کم است، گفت: «به این مسئله موارد دیگری را نیز می‌توان اضافه کرد، نظیر لگد زدن، ضربه زدن با دست، خروپف و بلند شدن به منظور رفتن به توالت؛ آیا تعجبی دارد که خواب خوبی در شب نداشته باشیم»؟

این کارشناس که خود در تختی جدا از همسرش می‌خوابد، افزود: «روابط گرم و دوستانه برای سلامت احساس شما خوب است اما خواب خوب نیز برای سلامت جسمی و ذهنی مهم است».

منبع

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 16:19  توسط هديه  | 

دردسر زبان انگليسي براي يك زن روس !!!

 

يک خانم روسي و آقاي كانادايي با هم ازدواج كردند و زندگي شادي را در تورنتو آغاز كردند.

طفلكي خانم ، زبان انگليسي بلد نبود اما مي توانست با شوهرش ارتباط برقرار كند. مشكل وقتي

شروع شد كه خانم براي خريد مايحتاج روزانه بيرون رفت...

يک روز او براي خريد ران مرغ به مغازه قصابي رفت.اما نمي دانست ران مرغ به زبان

انگليسي چه مي شود ؟!

براي همين اول دست هايش را از دو طرف مانند بال مرغ بالا و پايين كرد و صداي مرغ

درآورد. بعد پايش را بالا آورد و با انگشت رانش را به قصاب نشان داد . قصاب متوجه منظور

او شد و به او ران مرغ داد... 

چند روز بعد او مي خواست سينه مرغ بخرد. بازهم او نمي دانست كه سينه مرغ به انگليسي چه

مي شود. دوباره با دست هايش مانند مرغ بال بال زد و صداي مرغ درآورد.

بعد به سينه خودش اشاره كرد . قصاب متوجه منظور او شد و به او سينه مرغ داد...

روز سوم ،خانم مي خواست سوسيس بخرد. او نتوانست راهي پيدا كند اين يكي را به فروشنده

نشان بدهد. اين بود كه شوهرش را به همراه خودش به فروشگاه برد !!!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

باز با خودتون چی فكر كرديد؟!!

حواستون كجاست ؟!!

شوهرش انگليسي صحبت مي كرد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 14:15  توسط هديه  | 

وقتی ریاضیدان عاشق می شود!!!

شعری از پروفسور هشترودی ترکیبی از عشق و ریاضیات

منحنی قامتم ، قامت ابروی توست

خط مجانب بر آن، سلسله گیسوی اوست

 

حد رسیدن به او، مبهم و بی انتهاست

بازه تعریف دل، در حرم کوی دوست

 

چون به عدد یک تویی من همه صفرها

آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست

 

پرتوی خورشید شد مشتق از آن روی تو

گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست

 

بی تو وجودم بود یک سری واگرا

ناحیه همگراش دایره روی توست 

(پروفسور هشترودی)


+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 11:43  توسط هديه  | 

حقایق جالبی از زندگی دو رئیس جمهور امریکا

«آبراهام لینکلن» در سال 1846 به کنگره راه یافت و «جان اف کندی» در سال 1946

«لینکلن» در سال 1860 به ریاست‌جمهوری انتخاب شد و «کندی» در سال 1960 

هر دو جانشینی به نام «جانسون» داشتند: «اندرو جانسون» که جانشین «لینکلن» شد، در سال 1808 به دنیا آمده بود و «لیندون جانسون» که برجای «کندی» نشست، در سال 1908 

هر دو رئیس‌جمهور پس از ورود به کاخ سفید فرزندی را از دست دادند 

هر دو رئیس‌جمهور در یک روز جمعه کشته شدند و هردو به ضرب گلوله‌ای که به سرشان اصابت کرد 

منشی «لینکلن»، «کندی» نام داشت و منشی «کندی»، «لینکلن» 

هر دو رئیس‌جمهور به‌خصوص بر حقوق مدنی تاکید داشته‌اند 

هر دو به دست فردی از اهالی جنوب آمریکا کشته شدند 

«جان ویلکس بوث» که «لینکلن» را به قتل رساند، متولد سال 1839 بود و «لی‌هاروی اوسوالد» که به زندگی «کندی» پایان داد، متولد 1939 

هر دو قاتل اسمی سه بخشی داشتند و هر دو اسم از 15 حرف تشکیل شده بود و هر دو پیش از آغاز محاکمه‌شان به قتل رسیدند 

«لینکلن» در تئاتری به نام «فورد» به قتل رسید و «کندی» در اتومبیلی به‌نام «لینکلن»، ساخته شده در کارخانه «فورد» 

«لینکلن» در یک تئاتر کشته شد و قاتلش پس از فرار، خود را در انباری مخفی کرد. «کندی» از انباری هدف قرار گرفت و قاتلش پس از فرار در یک تئاتر پنهان شد 

«لینکلن» یک هفته پیش از مرگ خود در شهر «مونرو» در «مریلند» به سر می‌برد و «کندی» اوقات خود را با هنرپیشه‌ای به نام «مریلین مونرو» می‌گذراند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 17:5  توسط هديه  | 

هزينه زايمان قبل از انقلاب

بدون شرح 


+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 12:2  توسط هديه  | 

فوتبال بهشتی !

دو پيرمرد ۸٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو دوستان بسيار قديمى همديگر بودند.
هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به ديدار او میرفت.
يک روز خسرو گفت: «بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بوديم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى میکرديم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، يک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم میشود فوتبال بازى کرد يا نه.»
بهمن گفت: «خسروجان، تو بهترين دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر میدهم»
چند روز بعد بهمن از دنيا رفت.
يک شب، نيمههاى شب، خسرو با صدايى از خواب پريد. يک شیء نورانى چشمکزن را ديد که نام او را صدا میزد: خسرو، خسرو ...
خسرو گفت: کيه؟
منم، بهمن.
تو بهمن نيستى، بهمن مرده!
باور کن من خود بهمنم..
تو الان کجايی؟
بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و يک خبر بد برات دارم.
خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو.
بهمن گفت: اول اين که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر اين که تمام دوستان و هم تيمیهايمان که مردهاند نيز اينجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اينجاست. و باز هم از آن بهتر اين که همه ما دوباره جوان هستيم و هوا هم هميشه بهار است و از برف و باران خبرى نيست. و از همه بهتر اين که میتوانيم هر چقدر دلمان میخواهد فوتبال بازى کنيم و هرگز خسته نمیشويم. در حين بازى هم هيچکس آسيب نمیبيند.
خسرو گفت: عاليه! حتى خوابش را هم نمیديدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چيه؟
بهمن گفت: مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تيم گذاشته!

-------------------------


+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:25  توسط هديه  | 

زیر دریایی یک نفره

مرد چيني خلاق كه توانسته با موفقيت زيردريايي يك نفره‌اي را اختراع و راه اندازي كند قصد دارد از اين وسيله براي كشف ناشناخته‌هاي زير آب استفاده ببرد. 

به گزارش رويترز اين كشاورز 34 ساله در پكن كه تنها دوره دبستان را گذرانده توانسته در طي 18 ماه زير دريايي باتريدار را كه 5/1 متر ارتفاع و 5/6 متر طول دارد را در رودخانه‌اي در چين به مدت 5 زير آب نگه دارد. او مدعي است كه وسيله فوق را بدون مشورت و تنها با بودجه 2700 يورواي ساخته و مي‌خواهد آن را براي كشف ناشناخته‌هاي زير آب به كار گيرد.

هنوز مشخص نيست كه مقامات چيني به اين كشاورز اجازه استفاده قانوني از اين وسيله را بدهند يا خير.

منبع : ضمیمه جام جم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 12:47  توسط هديه  | 

ترس ...

خدایا...
وقتی به دنیا آمدم مادرم ۲۸ برابر من سن داشت.
دو سال بعد او سی ساله بود و من دو ساله، یعنی پانزده برابر من سن داشت.
پنج سال بعدتر، او سی و پنج ساله شد و من هفت ساله، یعنی فقط پنج برابر من سن داشت.
حالا من سی و دو ساله ام و او تقریبا دو برابر من سن دارد.

می ترسم کم کم سنم از مادرم هم بیشتر بشود و هنوز مجرد مانده باشم!


منبع

---------------------------------------------

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 11:55  توسط هديه  |